نگاهی تاریک
به لطافت بر روی موهایش دست می کشد چه موهای براقی... به چشمانش نگاه می کند چه زیبایند...به لبانش نگاه می کند چه لبان سرخی... دستش را به آرامی می فشارد... و اون قاتل بلند شد تا دنبال طعمه ی بعدیش بره...
+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1385ساعت   توسط پوریا
|
